X
تبلیغات
ورزشی

ورزشی

مخصوص دانشجویان تربیت بدنی و علوم ورزشی

آسیب دیدگی در ورزش

آسیب دیدگی های متداول در ورزش

 در هـر ورزشـی باید انتظار آسیب ها، جراحت ها و خطراتاحتمالی آن را داشـتـه بـــاشید، به خصوص در ورزش های
گـروهی. هـر ورزشـی کـه طـبـق آمــار در هر 1000 ساعتبیـش از 5 آسـیـب داشته باشد، جزء ورزش های پرخطر با
درصـد آسیـب بـالا به شـمار مـی رود. راگــبی و لاکروس با30 صـدمه در 1000 ساعت بالاترین حد هستند، درحالیکه
بسکتبال و اسکواش هم با آمار 14 صدمه در 1000 ساعتبازی های پرخطری بـحـساب می آیند. تعجب آور اسـت که
بــدانید، دو، و ایروبیک هم با 11 صدمه، زیاد از قافله ورزشهای پرخطر عقب نیستند.

آسیب های ورزشی انواع مختلف دارند، اما قسمت های ویژه ای از بدن هستند که بیش از سایر اعضاء در خطر صدمه خوردن هستند. در این مقاله متداول ترین صدمات و جراحت های ورزشی را به شما معرفی می کنیم و راه های جلوگیری و درمان آنها را نیز بیان می کنیم.

نکته:  RICE مخفف استراحت، یخ گذاشتن، فشار و بالا نگاه داشتن می باشد که یکی از درمان های متداول برای آسیبهای ورزشی است.

1.  ورم تاندون آشیل

وقتی از تاندون پشت زنوتاندون آشیلزیاد استفاده شود، باعث درد و ورم در آن ناحیه خواهد شد. اگر درمان نشود، صدمه سخت تر شده تا حدی که دویدن را به کلی دشوار و غیرممکن می کند. این آسیب بیشتر در دونده ها و ورزشکارانی که با دویدن یا پریدن سروکار دارند اتفاق می افتد.

پیشگیری و درمان:  دادن تمرین های کششی و قدرتی به عضلات و ماهیچه های ساق پا می تواند از بروز این آسیب جلوگیری کند. RICE و درمان های ضد-تورمی و تقویت ماهیچه های ساق پا بهترین درمان های ممکن برای این عارضه هستند. تا برطرف نشدن کامل عارضه، ورزش را شروع نکنید چون باعث تشدید وضعیت خواهد شد.

2.  ضربه ی مغزی

این صدمه با خوردن ضربه به سر ایجاد می شود. علائم آن شامل سرگیجه، اختلالات بینایی، سردرد، ضعف حافظه، از دست دادن تعادل، سختی تمرکز، و حالت تهوع میباشد. این صدمه ضرورتاً همراه با بیهوشی نمی باشد. در ورزش های برخوردی مثل فوتبال، بوکس و هاکی این عارضه بیشتر اتفاق می افتد. البته در ورزش هایی مثل اسکی و ژیمناستیک هم زیاد رخ می دهد. با اینکه اکثر افراد پس از چند هفته به حالت عادی برمی گردند، اما ضربه ی مغزی در خیلی افراد به آسیب های جدی می انجامد.

پیشگیری و درمان:  بهترین راه پیشگیری از ضربه مغزی، اجتناب از ورزش های برخوردی است. اما برای اکثر افراد این راه حل مناسبی به نظر نمی رسد. برای درمان این عارضه استراحت بهترین روش است. اگر سردرد داشتید، می توانید از قرص های مسکن استامینوفن استفاده کنید. بنابر شدت ضربه ی وارده، باید از چند ساعت گرفته تا چند ماه از انجام دوباره ی ورزش های برخوردی اجتناب کنید.

3.  کشیدگی ماهیچه های ران

این عارضه زمانی اتفاق می افتد که هنگام دویدن در ورزش هایی مثل فوتبال و والیبال، یکدفعه تغییر جهت بدهید. علائم آن شامل درد عمیق، ورم و گاهی کبودی داخل ران می باشد.

پیشگیری و درمان:  بهترین راه پیشگیری از بروز این عارضه، انجام تمرینات کششی قبل از ورزش است. بهتر است که شدت ورزش را تدریجاً بالا ببرید تا احتمال بروز این وضعیت کمتر شود. RICE و درمان های ضد-تورمی بهترین روش های درمانی برای این آسیب می باشد. از انجام فعالیت های شدید، یک یا دو هفته پس از بروز عارضه جداً خودداری کنید. پس از بروز عارضه، در محل آسیب دیده یخ بگذارید تا التیام یابد، پس از آن می توانید ماهیچه ها را کشیده و تقویت کنید.

4.  درد و ورم ساق پا

این عارضه بیشتر برای افرادی اتفاق می افتد که عادت به تحرک و ورزش ندارند. بالا بردن ناگهانی فشار و شدت تمرینات، پوشیدن کفشهای کهنه و دویدن و پریدن روی زمینهای خیلی سخت نیز ممکن است باعث بروز این عارضه شود.

پیشگیری و درمان:  پوشیدن کفش مناسب، انجام حرکات کششی قبل از ورزش و بالا نبردن ناگهانی شدت ورزش، بهترین راه های جلوگیری از بروز این وضعیت هستند. یخ گذاشتن، انجام حرکات کششی و درمان های ضد-تورمی، بهترین راه های درمانی می باشند.

 ۵.  درد پایین کمر

اگرچه این عارضه بیشتر در افراد چاق و کم تحرک اتفاق می افتد، اما ممکن است برای دونده ها، دوچرخه سواران، گلف و تنیس بازان نیز پیش بیاید. مهمترین عامل ایجاد این عارضه، انجام غلط و نادرست حرکات کششی است.

پیشگیری و درمان:  اگرچه بیشتر انواع این عارضه قابل پیشگیری نیستند، اما انجام صحیح حرکات کششی قبل از ورزش و گرم کردن درست بدن، احتمال وقوع آن را کاهش می دهد. راه های درمانی پیشنهادی RICE، دارو های ضد-تورمی و کشش عضلات است.

6.  کشیدگی عضلات و ماهیچه ها

گرم نکردن صحیح بدن، خستگی، عدم انعطاف پذیری و ناتوانی و ضعف، همه از عوامل کشیده شدن ماهیچه در ورزشکاران می باشد. معمول ترین ماهیچه هایی که کشیده می شوند، عضلات پشت ران (در ورزشهایی همراه با دویدن است مثل دومیدانی، بسکتبال) و ماهیچه ساق پا (در تنیس بازان) می باشد. البته ماهیچه های دیگری نیز باتوجه به ورزش مورد نظر درصدد کشیدگی هستند.

پیشگیری و درمان: بهترین راه جلوگیری از بروز چنین عارضه، انجام حرکات کششی صحیح قبل و پس از ورزش کردن و اجتناب از ورزش هنگام خستگی و ضعف است. RICE و دارو های ضد-تورمی مثل سایر آسیب ها، بهترین درمان برای این عارضه می باشد. خوب است که کمی هم به آرامی عضلات را کشش دهید. وقتی عارضه شروع به بهبودی کرد می توانید دوباره ورزش را شروع کنید، اما هر از چند گاهی در میان ورزش مکث کرده و ماهیچه هایتان را بکشید تا به طور کامل بهبود یابید.

7.  آسیب های آرنج در ورزش تنیس و گلف

تعجب آور است که این آسیب %7 کل آسیب های ورزشی را تشکیل می دهد. در این آسیب ورزشی، تاندون های آرنج به خاطر ضربات مکرر بَک هند در تنیس آسیب دیده و باعث ایجاد درد در قسمت داخلی آرنج می شود.، البته گاهاً ممکن است قسمت خارجی هم صدمه ببیند.

پیشگیری و درمان:  بهترین راه جلوگیری از بروز این آسیب، انجام تمرینات تقویتی ساعد و بازو است. همچنین اصلاح کردن طریقه ی ضربه زدن با راکت و استفاده از آرنج بند می تواند کمک کننده باشد. برای درمان این عارضه  RICE و داروهای ضد-تورم مناسب است، اما در بعضی موقعیت ها فیزیوتراپی و ترک ورزش به مدت زیاد ضروری است.

8.  رگ به رگ شدن و پیچ خوردگی مچ پا

این آسیب در میان افرادی که فوتبالف هاکی، بسکتبال و والیبال بازی می کنند، بسیار متداول است. می توان گفت در ورزش هایی که با دویدن و پریدن سر و کار دارد غیر قابل اجتناب است. این حرکات ممکن است باعث پیچ حوردن مچ پا و گاهی پاره شدن یک تاندون یا لیگامنت شود. با عکسبرداری می توان تشخیص داد که عضو دچار شکستگی شده است یا خیر.

پیشگیری و درمان:  تقویت مچ پا با حرکات نرمشی، بستن مچ یا استفاده از مچ بند می تواد از بروز این اتفاق پیشگیری کند اما ضمانتی درکار نیست که اگر افتادید یا حرکاتی اشتباه انجام دادید صدمه نبینید. پیچ خوردگی مچ پا را می توانید با RICE و داروهای ضد-تورمی مداوا کنید. اما به هیچ وجه بیش از یک روز استراحت نکنید. باید سعی کنید مچ پایتان را به نرمی تکان داده و بچرخانید تا از ورم آن کم شود.

9.  آسیب دیدگی شانه

%20 آسیب دیدگی های ورزشی مربوط به شانه است که شامل دررفتگی، رگ به رگ شدن و ضرب دیدگی می شود. این آسیب دیدگی در ورزشهایی مثل تنیس، شنا، وزنه برداری، بیسبال  و والیبال بیشتر اتفاق می افتد. علائم ای عارضه، بروز درد، کوفتگی عضلانی و احساس ضعف و ناتوانی در شانه می باشد.

پیشگیری و درمان:  برای پیشگیری از وقوع این عارضه که بیشتر زمانی اتفاق میافتد که مدتی از شانه خود استفاده  نکرده باشید. مثل دوران تعطیلات لیگ، بهتر است قبل از شروع ورزش عضلات آن را با وزنه زدن تقویت کنید. بهترین راه های درمانی برای این عارضه نیز RICE و داروهای ضد-تورمی است.

10.  آسیب دیدگی زانو در دونده ها

آسیب دیدگی زانو %55 آسیب دیدگی های ورزشی را تشکیل می دهد و تقریباً ¼ این مشکلات توسط پزشک جراح ارتوپد برطرف می شود. البته دونده ها تنها قربانیان این آسیب ورزشی نیستند. دوچرخه سواران، شناگران، افرادی که ایروبیک استپ کار میکنند، و آنها که فوتبال و بسکتبال و والیبال بازی می کنند نیز ممکن است به این عارضه دچار شوند. در این عارضه، استفاده بیش از حد از زانو باعث ناراحتی و آسیب رسیدن به تاندون زیر کاسه ی زانو می شود.

پیشگیری و درمان:کفش یا کفی کفش هایتان را مرتباً عوض کرده و از نوع مناسب استفاده کنید. بین تمریناتتان مدت بیشتری استراحت کنید. اگر زانویتان آسیب دید حداقل دو روز از انجام دوباره ی ورزش خودداری کرده و از داروهای ضد-تورم استفاده کنید. قبل از شروع دوباره ی ورزش حتماً خود را خوب گرم کرده و در محل آسیب دیده از یخ استفاده کنید.

پیشگیری بهترین درمان است

اکثر آسیب دیدگی های ورزشی به خاطر گرم نکردن صحیح و انجام حرکات کششی به طریقی نادرست قبل از ورزش کردن است. بالا بردن ناگهانی شدت ورزش هم می تواند به شما صدمه بزند. از این رو بهترین راه پیشگیری انجام حرکات صحیح کششی قبل و پس از ورزش و افزایش شدت ورزش به تناسب مهارت ها و تجاربتان در آن ورزش میباشد .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 12:33  توسط عیسی ملیح ملکی  | 

چگونه با ورزش چربی اضافی را حذف کنیم

تا به حال پژوهش ها و بررسي هاي فراواني پيرامون فوايد ورزش به عمل آمده است كه تمام آنها بيانگر تحرك و بهره مندي از حركات ورزشي مي باشد. شمار زيادي از مردم را نظر به اين است كه صرفاً با رعايت يك برنامه ي غذايي مناسب، خواهند توانست وزن خود را ثابت نگه دارند در صورتيكه در يك برنامه ي پرهيز غذايي خوب بايد ورزش را هم در نظر گرفت. ورزش سوخت و ساز انسان را بهبود بخشيده و مصرف كالري را افزون مي سازد. ورزش هاي ساده اي چون تند دويدن، از پله بالا و پايين رفتن و قدم زدن، در مصرف كالري اضافي بدن تاثير چشمگيري دارند. با ورزش كردن ماهيچه هاي فرد تقويت شده و موجبات دگرگوني شديد در برنامه ي سوخت و ساز را فراهم مي سازد. توجه داشته باشيد كه چربي ها گونه اي از سوخت و ساز غير فعال اند و شخص با تحرك و بهره وري از يك برنامه ي خوب ورزشي به چند هدف نايل مي گردد. اول آنكه ورزش قادر است مستقيماً كالري را كه بشكل چربي ذخيره گشته، سوزانده و از بين ببرد. دوم آن كه با ورزش، هر نوع تشويش و نگراني از آدمي زدوده مي شود كه اين موضوع جهت جلوگيري از پر خوري حائز اهميت بسزايي است.

آغاز حركت ورزشي:

مهم اين است كه پيش از شروع حركات ورزشي، ضربان فلبتان را مشخص سازيد. براي دانستن حداكثر ضربان قلب بايد سن خود را از عدد 220 كسر كنيد. مثلاً حداكثر ضربان يك فرد 35 ساله 185 ضربه در دقيقه است.« 185= 35 220» . ضربان قلب شما براي بهتر مصرف كردن و سوزاندن كالري، بايد حداكثر بين 65 يا 75 درصد باشد . در چنين وضعي ، بيشترين كالري مصرف مي شود. چنانچه ضربان قلب شما كمتر باشد ورزش اثر چنداني ندارد و اگر بيشتر باشد امكان دارد به جاي چربي، كربوهيدراتها كه وسيله اي براي كارمايه ي(ارزيابي)سازي اند، سوخته شوند. بدين منظور دستيابي به ضربان قلب ايده آل، راه ساده اي است: حداكثر ضربان قلب خود را در 65% و يا 75% ضرب كنيد. در اينصورت ضربان قلب مورد نظر معين مي گردد.

139 = 75% × 185    يا  120= 61% × 180    حداكثر ضربان قلب مناسب براي يك شخص 25 ساله بين 120 تا 139 ضربه در دقيقه است .

20 تا 30 دقيقه فعاليت هاي ورزشي 3 روز در هفته

فعاليت

ميزان كالري مصرفي

تند راه رفتن

1000 كالري

اسكي

875 كالري

تنيس

650 كالري

شنا

600 كالري

دوچرخه سواري

560 كالري

فوتبال

500 كالري

بسكتبال

500 كالري

فرود از كوه

450 كالري

قدم زدن سريع

300 كالري

واليبال

300 كالري

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 19:12  توسط عیسی ملیح ملکی  | 

تکواندو ورزشی با قدمت 2000 ساله

تکواندو (Taekwondo) که در دسته هنرهای رزمی جای دارد، حدود 20 قرن پیش خاستگاه اولیه آن در کشور کره بوده و بالغ بر سالها است که جزو یکی از محبوبترین ورزشهای رزمی جهان است.  مهمترین و برجسته ترین خصوصیت ورزش تکواندو این است که یک پیکار و مبارزه آزاد است و مانند برخی از ورزشهای رزمی، ورزشکار با انواع محافظها به مبارزه نمی پردازند و دستها و پاها کاملا" آزاد هستند.
معنی لغوی تکواندو
تکواندو در لغت به معنای "راهی برای ضربه و مشت زدن" است که شامل ضربات زاویه دار مشت
    
می باشد که ضمن نمایش قدرت، ظرافت و زیبایی را نیز نشان میدهد.
از سویی دیگر تکواندو جدا از اهمیت ورزشی اش در نگاه عمومی و کلی یکی از بهترین و کاملترین شیوه های دفاع شخصی است که هر کسی با یاد گرفتن آن میتواند در شرایط ویژه و خاص از خود محافظت کند. همه حرکات این ورزش بر مبنای موقعیت دفاعی است که در مجموع فرد را در برابر حملات تک نفره دشمن ایمن میکند و ضریب سلامتی را بالا می برد.

ورزشی مفید برای ذهن
مهمترین حقیقتی که درباره تکواندو میتوان گفت این است که، نه تنها این ورزش یک هنر ممتاز و برتر در زمینه دفاع شخصی است، بلکه ورزش بسیار مفیدی برای ذهن نیز به شمار میرود. تمرینات تکواندو به ورزشکار اعتماد به نفس می دهد و همین مساله باعث می شود تا در مواجهه با رقیب بتواند بر او غلبه کند، ضمن اینکه با تعمیم دادن آن به کل زندگی فرد قدرت وی در مقابله با مشکلات هم بالا می رود.
به علاوه این توانایی ذهنی به انسان در بهبود روابط اجتماعی اش نیز کمک شایانی می کند. تکواندو در مجموع باعث بالا رفتن آمادگی جسمی، روحی و حسی میشود. امروزه این ورزش یکی از شناخته شده ترین ورزش رزمی مردم آسیای شرقی و به ویژه کره به شمار می رود.
اولین بار به صورت رسمی در اواسط دهه 1950 گروهی از نظامیان کره ای با هم تصمیم گرفتند این ورزش را که آمیزه ای از حرکات آزاد دست و ضربات پا است سازمان دهی کنند که پس از آن به تکواندو معروف شد که به سرعت در طول 30 سال اخیر به یکی از موثرترین و کاربردی ترین شیوه های دفاع شخصی بدون استفاده از سلاح سرد و گرم تبدیل شد، و امروزه بسیاری از ما به راحتی آن را در طی دوره های کوتاه مدت آموزشی فرا می گیریم.
این ورزش در آمریکا و اروپا نیز هواداران خود را دارد و در میان آمریکاییها و مخصوصا" سیاهپوستان بسیار طرفدار دارد و مانند سایر رشته های ورزشی در کوتاهترین زمان ممکن جای خود را درمیان آنها پیدا کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 13:14  توسط عیسی ملیح ملکی  | 

فیزیولوژی ورزشی

فصل اول: انرژي زايي زيستي

ساختار مولكول  ATP : هر مولكول ATP  از سه بخش عمده تشكيل شده است :1) يك بخش آدنين 2) يك بخش ريبوز و 3) يك بخش از سه فسفات به هم پيوسته.

تشكيلATP از تركيب ادنوزين دي فسفات (ADP)و فسفات غير آلي(Pi) كه به انرژي زيادي نياز دارد به وجود مي آيد. مقداري از اين انرژي در پيوند شيميايي ميانADP وPi ذخيره مي شود به همين دليل اين پيوند «باند پر انرژي » ناميده مي شود.

مسيرهاي توليد انرژي:   1) بي هوازي 2) هوازي

*بي هوازي

1) سيستم فسفوژن(ATP-CP):ساده ترين و سريعترين روش توليد  ATPانتقال گروه فسفات و انرژي همراه با باند كراتين فسفات به ADPو تشكيل ATP است.

CP+ ADP                           ATP+e

 

واكنش به وسيله كراتين كيناز كاتاليز مي شود.به مجرد شكسته شدن ATP و تشكيل ADP+Pi در آغاز فعاليت ورزشي ، ATP از طريق واكنش كراتين ساخته مي شود. مجموع  ATPو CP ذخيره سيستم ATP-CP يا «سيستم فسفوژن» ناميده مي شود و قادر به توليد انرژي براي شروع فعاليت ورزشي يا ورزشهاي كوتاه مدت و شديد ( يك تا پنج ثانيه ) است. بازسازي CP به ATP   نياز دارد و اين فرايند در زمان برگشت به حالت اوليه انجام مي گيرد.

عوامل خستگي در سيستم فسفوژن : 1) تخليه منابع انرژي  2) تجمع مواد زائد

نكته1: افزايش ADP و كاهش ATP باعث فعال شدن آنزيم كراتين كيناز مي شود.

نكته2: كربو هيدراتها تنها مواد سوختي هستند كه هم در سيستم هوازي و هم در سيستم بي هوازي مورد استفاده قرار مي گيرند ولي چربيها و پروتئين ها فقط در سيستم هوازي مورد استفاده قرارمي گيرند.

2) سيستم گيليكوليز:دومين فرآيندي كه قادر است بدون درگيري و حضور اكسيژن  به سرعت ATP توليد كند گيليكوليز ناميده      مي شود. گيليكوليز فرآيندي است كه در آن گلوكز يا گليكوژن به دو مولكول اسيد پيرويك يا اسيد لاكتيك تبديل مي شود.

گليكوليز يك مسير بي هوازي است كه براي انتقال باند انرژي از گلوكز براي به هم پيوستنADP وPi به كار مي رود

در اين مسير 9 آنزيم درگير مي شود و تمامي واكنشها در محيط ساركوپلاسم سلول عضلاني صورت مي گيرد.

نكته3: اگر گلوكز به عنوان ماده اوليه در فرايند گليكوليز قرار گيرد حاصل پاياني اين فرايند دو مولكول ATP خواهد بود. واگر گليكوژن ماده اوليه باشد حاصل پاياني سه مولكولATP است.

مسيرهاي سيستم گليكوليز:

گليكوژن           گلوكز 6 فسفات              فروكتوز 6 فسفات  í       فروكتوز 1و6- دي فسفات         2 مول اسيد لاكتيك+3 مول ATP

گلوكز               گلوكز 6 فسفات            فروكتوز 6 فسفات    í      فروكتوز 1و6 دي فسفات           2مول اسيد لاكتيك+2 مول ATP

íانزيمي كه فروكتوز 6 فسفات را به فروكتوز 1و6 دي فسفات كاتاليز مي كند فسفوفور كيناز (PFK) نام دارد.

نكته 4:گليكوژن در بافتهاي عضلاني و كبد ذخيره مي شود و گلوكز در خون وجود دارد

چون اكسيژن به طور مستقيم در فرايند گيليكوليز نقش ندارد اين فرايند را بي هوازي مي نامند.

*هوازي                                                                                                                                                                        

توليد ATPاز طريق هوازي در داخل ميتوكندري صورت مي گيرد.اين مسير توليد انرژي داراي دو مرحله مي باشد.

1) چرخه كربس: براي ورود به چرخه كربس لازم است كه مواد اوليه به «استيل كو-آ» كه يك مولكول دو كربني است تبديل شود.كربوهيدراتها ،چربيها و پروتئينها قابل تبديل به استيل كو-آ هستند. ابتدا لازم است به تشكيل استيل كو-آ از اسيد پيرويك توجه كنيم(كربوهيدراتها و چربيها قابل تبديل به اسيد پيرويك هستند).

پيروات (يك مولكول سه كربني) به استيل كو-آ (يك مولكول دو كربني)تبديل مي شود و سومين كربن آن به صورت CO2 در          مي آيد.سپس استيل كو-آ با اسيد اكسالواستيك (يك مولكول چهار كربني) تركيب مي شود و يك مولكول اسيد سيتريك            (شش كربني) به وجود مي آيد. در ادامه شش واكنش پيوسته صورت مي گيرد تا اسيد اكسالواستيك بازسازي شود و دو مولكول CO2 آزاد گردد و اين چرخه پي در پي ادامه پيدا كند.

از هر مولكول گلوكز كه وارد فرايند گليكوليز مي شود دو مولكول اسيد پيرويك به وجود مي ايد كه در صورت حضور اكسيژن به دو مولكول استيل كو-آ تبديل مي شود. به اين معني كه هر مولكول گلوكز سبب ايجاد دو مسير در چرخه كربس مي شود.

نكته 5: نقش اصلي چرخه كربس جدا ساختن هيدروژنها و انرژي همراه آنها از مواد اوليه مختلف است كه وارد چرخه كربس مي شود.

نكته 6: در هر چرخه كربس سه مولكول NADH ويك مولكول  FADH ساخته مي شود.كه به ازاي هر مولكول NADH سه مولكول ATP و به ازاي هر مولكول FADH دو مولكول ATP به وجود مي آيد.

سوال: تعداد ATP توليد شده درگليكوليز هوازي چند تا است؟ جواب: 3 تا ATP

سوال: تعداد ATP توليد شده در چرخه كربس چند تا است؟ جواب: 2 تا ATP

سوال: تعداد ATP توليد شده در سيستم زنجيره الكتروني چند تا است؟ جواب: 34 تا ATP

سوال: تعداد كل  ATPتوليد شده در سيستم هوازي چند تا مي باشد؟ جواب: 39ATP

در سيستم سوخت و ساز هوازي كربوهيدراتها ، زماني كه سوب استرال ( ماده اوليه ) گليكوژن باشد ما 39 تا ATP  خواهيم داشت ولي اگر ماده اوليه گلوكز باشد ATP توليدي 38 تا خواهد بود.

دليل: زماني كه گلوكز در شروع سوخت و ساز به گلوكز 6 فسفات تبديل شود به دليل انرژي خواه بودن واكنش 1 مول ATP مصرف   مي كند.

سوال: محصولات نهايي به ترتيب در گليكوليز بي هوازي ، چرخه كربس ، زنجيره الكتروني و گليكوليز هوازي كدامها مي باشد؟

جواب: اسيد لاكتيك CO2 H2O اسيد پيرويك

سوخت و ساز چربيها: ( تري گليسريد ) 95 % چربي ذخيره در بدن به شكل تري گليسريد در مسير هوازي شركت مي كنند.

بتا اكسيداسيون: تجزيه زنجيره كربني اسيدهاي چرب آزاد و تشكيل تركيب 2 كربني به نام اسيد استيك .

پس اسيدهاي چرب براي اينكه وارد چرخه كربس شوند بايد به استيل كو _آ تبديل شوند.

سوال: فرق چرخه كربس در هيدروكربنها با چربيها در چيست؟ جواب: در تعداد هيدروژنهاي آنها مي باشد. و محصول نهايي هر دوي آنها co2 مي باشد.

1 گرم كربوهيدرات               4/2 گرم انرژي

1 گرم چربي                            9/4 گرم انرژي                            در بدن توليد مي شود.

1 گرم پروتئين                       5/2 گرم انرژي

 

سوخت و ساز پروتئين ها: مواد پروتئيني سهمي كمتر از 2% در توليد انرژي براي اجراي فعاليتهاي ورزشي بر عهده دارد. پروتئينها در گرسنگي هاي طولاني مدت و فعاليتهاي بسيار شديد  به عنوان ماده اوليه مورد استفاده بدن مي شود.

فصل دوم: عضله

عضله ها بر سه دسته تقسيم مي شود: 1) عضله صاف « غير ارادي» 2) عضله قلب « غير ارادي» 3) عضله اسكلتي يا مخطط« ارادي»

ساختمان عضله اسكلتي: كل عضله توسط بافت پيوندي بنام اپي ميوزيوم احاطه مي شود- دسته هاي كوچكي از تارها كه در يك غلاف بافت پيوندي پيچيده شده اند كه فاسيكل ناميده مي شود.و غلاف بافت پيوندي كه اطراف هر فاسيكل گرفته پري ميوزيوم گويند.- هر تار عضلاني توسط بافت پيوندي ديگري بنام آندوميوزيوم احاطه مي شود.

ساركولم: يك تار عضلاني به وسيله يك غشاي پلاسمايي به نام ساركولم پوشيده شده است.

تفاوت ساركوپلاسم با سيتوپلاسم: ساركوپلاسم شامل مقدار زيادي گليكوژن ذخيره است و همچنين حاوي ميوگلوبين است كه اكسيژن به آن متصل مي شود.

زوائد مشبكي از لوله ها كه در ساركو پلاسم است از دو قسمت تشكيل شده است:

1) توبولهاي عرضي(T): زوائدي از ساركولم هستند كه به طور عرضي از اطراف تار عضلاني عبور مي كندو وظيفه آنها: 1) باعث انتقال پيام تحريك به تك تك تارچه ها مي شود.2) ايجاد مسيري براي انتقال مواد به بخشهاي تار.3) افزايش سرعت تحريك

2) شبكه ساركوپلاسمي(ST): يك شبكه طولي از لوله ها در تارعضلاني وجود دارد كه شبكه ساركوپلاسني ناميده مي شود.و وظيفه آن محلي براي ذخيره كلسيم براي انقباض عضلاني است.

تارچه هاي عضلاني: واحد انقباضي تار عضلاني هستند  كه از بخشهايي به نام ساركومر تشكيل شده است.

ساركومر: هر ساركومر شامل همه چيزهايي است كه بين دو خط Z قرار دارند كه عبارتند از 1) نوارI يا روشن 2) نوارA يا تيره              3) منطقه H در وسط نوار A 

همچنين ساركومر كوچكتر واحد كاري يك عضله است و خطوط Z به عنوان داربست ساركومر مي باشد.

تقريبا درون هر تارچه عضلاني حدود 3000 فيلامان اكتين و 1500 فيلامان ميوزين در كنار يكديگر قرار دارند.

فيلامان ميوزين از لحاظ حجمي 3/2 تمام عضلات اسكلتي را تشكيل مي دهند. چون ضخامت فيلامان ميوزين نسبت به فيلامان اكتين بيشتر است

فيلامان ميوزين: از دو رشته پرمتئين تشكيل شده است كه به يكديگر پيچيده شده اند. انتهاي هر رشته به درون سر كروي وارد شده است كه به آن سر ميوزين مي گويند. هر فيلامان ميوزين شامل چندين سر است كه از فيلامانهاي ميوزين به صورت جانبي جدا شده    و به آنها پلهاي ارتباطي مي گويند. پلهاي ارتباطي در هنگام عمل عضله به نقاط ويژه اي كه روي فيلامانهاي اكتين است متصل مي شود.

فيلامان اكتين: يك سر فيلامان اكتين به خط Z متصل است و سر ديگر آن به طرف مركز ساركومر در فضاي بين فيلامانهاي ميوزين كشيده شده است. هر فيلامان اكتين در واقع از سه مولكول پروتئين متفاوت ساخته شده است كه عبارتند از 1) اكتين 2) تروپونين        3) تروپوميوزين

1) اكتين: استخوان بندي فيلامان را تشكيل مي دهد . كروي شكل هستند. مانند دو رشته مورواريد به يكديگر پيچيده شده اند.

2) تروپونين: كروي شكلند و با فاصله منظمي به رشته هاي اكتين و پروتوميوزين متصل هستند و ميل تركيبي شديدي نسبت           به Ca دارد.

3) تروپوميوزين: لوله اي شكل هستند و به رشته هاي اكتين مي پيچنند و در شيار بين آنها جاي مي گيرند.

خون رساني عضله: عروق خوني (سرخرگ و سياهرگ ) از تاندون عضله وارد عضله مي شوندو عضله را تغذيه مي كند.

عروق خوني تحت تاثير عوامل زير است:

1) سطح آمادگي: در زنان و مردان غير فعال 3 تا 4 در هر تار و در مردان و زنان ورزشكار 5 الي 7 مويرگ در هر تار عضلاني وجود دارد.

2) جنسيت: تعداد مويرگ آقايان بيشتر از مويرگ خانمها مي باشد.

نكته7: اعصاب هم به موازات عروق خوني وارد عضله مي شوند كه شامل اعصاب حركتي كه 60% را تشكيل مي دهند و اعصاب حسي كه 40 % را تشكيل مي دهد.

واحد حركتي: يك نورون حركتي و تمام تارهاي عضلاني را كه آن نرون عصب رساني مي كند واحد حركتي نام دارد.

نكته8 : اندازه واحد حركتي به اندازه عضله بستگي ندارد بلكه به دقت و حساسيت كار عضله بستگي دارد.

پيوندگاه عصبي عضله اي: محل اتصال نرون به واحد حركتي يا عضله را پيوندگاه عصبي- عضله اي گويند.

نكته9: اگر پيام عصبي قويتر باشد باعث ترشح اسين كولين(ACh)مي شود.

مهم* مراحل انقباض عضله را بنويسيد؟

1) مرحله استراحت: در اين مرزحله مولكولهاي اكتين و ميوزين به صورت خنثي (جدا از هم) قرار گرفته اند كلسيم در داخل شبكه ساركوپلاسمي است. يك مولكول ATP در انتهاي سرهاي ميوزين چسبيده به صورت تركيب بارگيري نشده قرار دارد. تروپونين فعال است و تروپوميوزين غير فعال

2) مرحله اتصال القايي: در اين مرحله كلسيم وارد محيط مي شود. تروپونين فعال مي شود و تروپوميوزين مهار مي شودو تركيبي به نام اكتوميوزين تشكيل مي شود.

3) مرحله انقباض: در اين مرحله اتصال اكتين به ميوزين باعث فعال شدن انزيم ATPآز مي شود كه در سر ميوزين قرار دارد و در نتيجه باعث تجزيه ATP شده و بعد پتانسيل عمل انجام مي شود.

4) تجديد بارگيري: در اين مرحله اتصال يك ATPبه سر ميوزين باعث جدا شدن اكتين و ميوزين مي شود.

5) مرحله انبساط: در اين مرحله كلسيم توسط پمپ فعال كلسيم به داخل شبكه ساركوپلاسمي اتقال مي يابد و اكتين وميوزين در حالت استراحت قرار مي گيرد.

ضربه پرتوان: حركت سرهاي ميوزين (پلهاي عرضي ) به طرف تنه را گويند.( چرخش پلهاي عرضي به طرف تنه ميوزين) را گويند.

نظريه لغزش فيلامنها: كوتاه شدن يا انقباظ و انبساط عضلاني به خاطر سر خوردن الياف اكتين و ميوزين بدون تغيير در طول آنها     مي باشد. كه آن را تحت عنوان نظريه لغزش فيلامانها مطرح مي كنيم. سر خوردن فيلامانها تا زماني كه كلسيم در محيط وجود داشته باشد صورت مي گيرد.

قانون همه يا هيچ: اگر پيام تحريك به اندازه كافي قوي باشد يا بزرگ باشد به طوري كه بتواند به مقادير آستانه برسد تمامي تارهاي عضلاني موجود در يك واحد حركتي منقبض مي شود در غير اين صورت هيچ پتانسيل عمل يا انقباضي اتفاق نمي افتد.

انواع تارهاي عضلاني:1) كند انقباض 2) تند انقباض

1)مشخصات تارهاي كند انقباض(ST): استقامت هوازي بالايي دارد- كند اكسيداسيونSO رنگ تارها قرمز- نوع I تداومي-    50% عضله را تشكيل مي دهد- اين تارها در فعاليتهاي استقامتي طولاني مدت و شدت پايين در گير مي شود- اولين فراخوانها در ورزش هستند- آنزيم ATPase  ميوزين در اين تارها آهسته است- زمان رسيدن به اوج تنش در ST   ms110  مي باشد- در برابر خستگي مقاومت بيشتري نشان مي دهند- ظرفيت اكسايشي بيشتري دارند.

2) مشخصات تارهاي تند انقباض (FT): FG ( گيليكوتيك سريع) رنگ تارها سفيد است- نوعII تناوبي- به سه نوع FTa، FTb، FTc هستند كه تارهاي  FTa در فعاليتهاي نيمه استقامتي و شديد كوتاه مدت درگير مي شوند و تارهاي FTb در فعاليتهاي انفجاري- دومين فراخوانها FTa و  بعد FTb  و بعد FTc است 25% عضله را FTa و 25% عضله را FTb و FTc تشكيل مي دهند- زمان رسيدن به اوج تنش در تارهاي FT در حدودms50 است - سرعت عمل آنزيم ATPase در FT به مراتب بالاتر است شبكه ساركوپلاسمي تارهاي FT توسعه يافته تر است در تارهاي FT جسم سلولي بزرگ دارد و تعداد تارهاي زيادي در واحد حركتي دارند(800-300) در هر واحد حركتي- مقاومت در برابر خستگي در اين تارها كم است

توليد نيرو در عضلات تحت تاثير چه عواملي صورت مي گيرد؟

1- تعداد واحدهاي حركتي فعال و درگير: هرچه تعداد واحدهاي حركتي و درگير بيشتر باشد نيروي توليد شده بيشتر خواهد بود و برعكس

2- نوع واحدهاي حركتي و درگير: در يك انقباض اگر واحدهاي FT درگير شوند نيروي كمتري در مقايسه با ST ايجاد مي شود.

3- اندازه عضله: هر قدر اندازه عضله بزرگتر باشد نيروي بيشتري توليد مي شود.

4- طول اوليه عضله: حداكثر نيروي توليد شده توسط يك عضله زماني است كه اين عضله در ابتدا 20% بيشتر از طول استراحتي كشيده شده باشد.

5- زاويه مفصل: براي اينكه يك عضله بتواند در مفصل معيني بيشترين نيرو را توليد كند نياز به يك زاويه مطلوب دارد . در مورد عضله دو سر بازويي 100 درجه گفته اند.

چگونگي تنظيم نيروي اعمال شده:

1- تغيير در تعداد واحدهاي حركتي كه در زمان معيني منقبض مي شوند كه به آن جمع چند تايي واحد حركتي مي نامند.

2- تغيير در فركانس يا توالي انقباض يك واحد حركتي منفرد كه به آن جمع موجي واحد حركتي مي نامند.

مهم* سرعت عمل عضله: در اعمال درونگرا (كوتاه شدن عضله) بيشترين نيرو زماني است كه ما عمل را با كمترين سرعت انجام دهيم و در مورد اعمال برونگرا بيشترين نيرو زماني توليد مي شود كه ما عمل را با بيشترين سرعت انجام دهيم.

فصل سوم: كنترل عصبي حركت

نقش سيستم عصبي: 1) تحريك پذيري 2) هدايت 3) كامل كردن و تنظيم

نرون: تارهاي عصبي يا به عبارت ديگر سلولهاي عصبي منفرد، نرون ناميده مي شود.

 هر نرون از سه بخش تشكيل شده است. 1) جسم سلولي 2) دندريت ها كه گيرنده نرون هستند

3) آكسون كه فرستنده هاي نرون هستند.

نكته: انتقال پيامهاي عصبي در يك جهت مي باشد.

نكته: پوشش دور آكسون را غلاف ميلين تشكيل مي دهد كه جنسش از چربي مي باشد.

گرههاي رانويه: فرايند انتقال جهشي را ايجاد مي كند كه باعث افزايش سرعت انتقال پيام عصبي مي شود.

محل اتصال اكسون به جسم سلولي را برجستگي آكسون گويند. 

پتانسيل استراحت غشا را توضيح دهيد؟ غشاي سلولي نرون در حالت استراحت ، پتانسيل الكتريكي منفي معادل 70- ميلي ولت دارد بار الكتريكي داخل و خارج سلول تفاوتي در حدود 70 ميلي ولت خواهد داشت كه داخل سلول نسبت به خارج سلول منفي تر خواهد بود. اين اختلاف پتانسيل تحت عنوان پتانسيل استراحت غشاء ياRMP شناخته شده است. علت اين امر تفكيك بارهاي الكتريكي در دو سر غشاء است. به هنگام وجود اختلاف در بار الكتريكي دو سوي غشا گفته مي شود كه غشا قطبي يا پولاريزه است. غشا داراي غلظت بالايي از يون پتاسيم (K) در داخل و غلظت بالاي سديم (Na ) در خارج است.

دي پلاريزاسيون : تغيير پتانسيل استراحتي غشا به سمت مقادير مثبت تر كه تحت تاثير افزايش نفوذپذيري غشاء به سديم مي باشد  دي پلاريزاسيون مي گويند.

هايپر پلاريزاسيون: در اين حالت نفوذپذيري غشاء نسبت به سديم كاهش مي يابد و نسبت به پتاسيم افزايش مي يابد.

پيامهايي كه براي دريافت و اتقال و يكپارچه نمودن اطلاعات درون سلول و بين سلول استفاده مي شود دو نوع است:

1) پتانسيل هاي شيب دار: پتانسيل هايي هستند ضعيف و موضعي و به دليل اينكه نمي توانند به آستانه تحريك برسند در نتيجه نمي توانند تمامي طول تار را طي كنند ولازمه به وجود آمدن پتانسيل هاي عمل هستند.

پتانسل شيب دار بر دو صورت است :

الف) زماني: يك پيام تحريك است كه به صورت تناوبي تكرار مي شود تا به آستانه برسد

ب) فضايي: پنج، شش تا پيام تحريك همزمان به سلول القاء مي شوند تا بتوانند آن آستانه تحريك را بشكنند.

آستانه تحريك: حداقل پيام تحريكي كه بتواند براي شروع پتانسيل عمل ايجاد كند كه مقدارش حدود 15 الي 20 ولت است.

2) پتانسيل عمل: سلسله رويدادهاي پتانسيل عمل به قرار زير است.

الف) افزايش نفوذ پذيري نسبت به سديم در نتيجه باز شدن دروازه سديم

ب) كاهش نفوذ پذيري نسبت به سديم به هنگام بسته شدن دروازه ها

ج) باز شدن دروازه هاي پتاسيم و ري پلاريزاسيون.

حركت سريع تكانه عصبي در طول اكسون به دو ويژگي نرون بستگي دارد.

1) غلاف ميلين: كه باعث افزايش سرعت انتقال پيام عصبي مي شود.

2) قطر نرون: هر چه قدر قطر نرون بيشتر باشد به همان اندازه سرعت انتقال پيام بيشتر مي شود و بر عكس

نكته كليدي  تكانه هاي عصبي از طريق دندريت ها به جسم سلولي مي آيد و از جسم سلولي با گذر از طول اكسون به فيبريل هاي پاياني آكسون مي رسند.

نرون ها در محلي به نام سيناپس به هم مرتبط مي شوند كه در واقع سيناپس محل انتقال تكاني از يك نرون به نرون ديگر است.

سيناپس بين دو نرون شامل بخشهاي زير است:

Ÿ پايانه هاي اكسون نروني كه تكانه را حمل ميكند

Ÿگيرنده هاي نرون دومي

Ÿ فضاي بين پايانه ها ي آكسون و گيرنده ها

وزيكول هاي سيناپسي: پايانه هاي اكسوني پيش سيناپسي داراي ساختارهايي به نام ويزيكول هاي سيناپسي است كه هاوي ميانجي هاي عصبي شيميايي هستند كه در موقع رسيدن پيام تحريك به آنها محتويات خودش را به داخل شكاف سيناپسي رها مي كنند پس در پيام تحريك به صورت پيام شيميايي تبديل مي شود. زماني كه انتقال دهنده ها فضاي شكاف سيناپسي را طي كرده اند و به گيرنده هاي نورون پس سيناپسي رسيدند و دراين حالت نتيجه حاصل مي شود كه پيام با موفقيت ارسال شد.

دو نوع ميانجي ( انتقال دهنده) وجود دارد

1- تحريكي: كه عبارتند از استيل كولين و نوراپي نفرين

2- انتفال دهنده هاي باز دارنده كه عبارتند از گاما امينو بوتيريك اسيد(GABA) ، گليسين

نكته كليدي انتقال دهنده هاي تحريكي سبب افزايش نفوذ پذيري غشاء نسبت به سديم مي شود. و انتقال دهنده هاي بازدارنده باعث نفوذ پذيري غشا نسبت به كلسيم مي شود.

نكته كليدي  استيل كولين و نور اپي نفرين دو ميانجي عصبي اصلي هستند كه تكانه هاي عصبي را در طول سيناپس ها و شكافهاي سيناپسي منتقل مي كنند.

سيستم عصبي از دو بخش تشكيل شده است

1- سيستم عصبي مركزي(CNS): از دو بخش تشكيل شده كه الف: مغزكه خود به بخشهاي مخ ديانسفالون( تالاموس و هيپوتالاموس) مخچه ساقه مغزي كه از مغز مياني، پل مغزي و بصل النخاع تشكيل شده ، تقسيم مي شود. ب: نخاع

2- سيستم عصبي محيطي(PNS): دستگاه عصبي محيطي از 43 جفت عصب ، شامل 12 جفت عصب جمجمه اي كه با مغز در ارتباط است و 31 جفت عصب نخاعي كه با نخاع شوكي در ارتباط مي باشد تشكيل شده است.

اعصاب سمپاتيك: سيتم جنگ و گريز است و بدن را براي مقابله با شرايط بحراني آماده مي كند. تاثيرات عمده آن براي بدن عبارتند از: ضربان و قدرت انقباض قلب را افزايش مي دهد- رگهاي كروني گشاد مي شود- گشاد شدن رگها- تنگ شدن رگها در اغلب بافتها باعث انحراف خون از آنها به سوي عضلات فعال- فشار خون افزايش مي يابد- گشاد شدن برونشها براي تبادلات هوا- فعاليتهاي ذهني افزايش مي يابد- ميزان متابليسم در پاسخ به افزايش فعاليت بدني بالا ميرود- گلوكز به عنوان منبع انرژي به داخل خون رها مي شود.

اعصاب پاراسمپاتيك:دستگاه عصبي پاراسمپاتيك سيستم محافظ بدن است. اين سيستم نقش مهمي در انجام فرآيندهاي مانند هضم غذا، دفع ادرار، ترشح غدد و حفظ انرژي دارد. تاثيرات عمده اين دستگاه عبارت است از: ضربان قلب كاهش مي يابد- رگهاي كروني قلب تنگ مي شود- برونشها نيز تنگ مي شود.

نكته كليدي: دستگاه عصبي خودكار از دستگاه عصبي سمپاتيك معروف به سيستم جنگ و گريز و دستگاه عصبي پاراسمپاتيك معروف به سيستم محافظ تشكيل شده است. اين دو سيستم اگر چه اغلب مخالف هم هستند ولي هميشه با هم عمل مي كنند.

دو نوع بازتابي در فعاليتهاي عضله نقش دارد عبارتند از:

1) دوكهاي عضلاني: در شكم عضله وجود دارند و نسبت به تغييرات طول حساسند و نقش محافظتي در عضله ايجاد مي كند و انقباض عضلاني را تسهيل ميكند ( به صورت رفلكس غير هوشيارانه)

2) اندام وتري گلژي: در محل اتصال عضله به تاندون قرار دارند و از انقباض عضلاني جلوگيري ميكند و تمرينات قدرتي به دليل كاهش حركت اندامهاي وتري گلژي مي باشد.

بخشهاي سيستم عصبي مركزي كه پاسخهاي هوشيارانه به مهارتهاي حركتي مي دهند عبارتند از:

1- قشر حركتي اوليه:كه وظيفه كنترل حركات عضلاني ضعيف و كوچك را بر عهده دارد.

2- عقده هاي قاعده اي: كه در ماده سفيد مخ به شروع بعضي حركات (حركات نگهدارنده و تكراري) كنترل وضعيت و تون عضلاني كمك مي كند

3- مخچه: در تمام فعاليتهاي حركتي پيچيده و سريع دخالت دارد و  قشر حركتي اوليه و عقده هاي قاعده اي را ياري مي دهد. مخچه مركز يكپارچگي است كه درباره چگونگي اجراي بهتر حركات دلخواه با توجه به وضعيت بدن و حالت فعلي عضلات تصميم گيري ميكند

وظايف مخچه عبارت است از: تعادل- ادراك- اثر كاهندگي- اصلاح حركات

فصل چهرم: سازگاري عصبي- عضلاني

با تمرينات مقاومتي 

سازگاري عصبي- عضلاني به چه چيزي بستگي دارد: 1- نوع فعاليت 2- شدت فعاليت

تعريف قدرت: بيشترين مقدار نيروي توليد شده توسط يك يا گروهي از عضلات قدرت ناميده مي شود.

تعريف توان: حاصلضرب قدرت در سرعت را توان گويند.

نكته: توان از دو جزء قدرت و سرعت تشكيل شده است. سرعت كيفيتي ارثي است كه در نتيجه تمرين تغيير اندكي ميكند بنابراين توان تنها به وسيله افزايش قدرت افزايش مي كند.

تعريف استقامت عضلاني: توانايي عضلات براي حفظ انقباضهاي عضلاني تكراريو يا يك انقباض ايستا مي باشد.

استقامت عضلاني با چه عواملي افزايش ميكند:1- با افزايش قدرت عضلاني2- تغيير در الگوهاي متابوليكي 3- افزايش گردش خون موضعي

نكته: افزايش اوليه در قدرت بيشتر ناشي از عوامل عصبي است اما افزايش دراز مدت بعدي تقريبا فقط در نتيجه هيپرتروفي است.

تعريف هيپرتروفي: افزايش در حجم عضله يا افزايش توده عضلاني فرد را هيپرتروفي گويند.

دو نوع هيپرتروفي مي تواند رخ دهد آنها را نام ببريد و هر يك را توضيح دهيد:

1- هيپرتروفي موقت: به افزايش حجم عضله در جريان يك جلسه تمرين گفته مي شود.اين حالت ناشي از تجمع مايع در فضاي ميان بافتي و ميان سلولي عضله است. همانگونه كه از نامش پيداست فقط براي مدت زمان كوتاهي دوام دارد چند ساعت پس از تمرين مايع به درون خون باز مي گردد.

2- هيپرتروفي تدريجي: به افزايش اندازه عضله در نتيجه تمرينات مقاومتي دراز مدت گفته مي شودكه باعث افزايش اندازه عضله مي شود.و موجب تغييرات ساختاري واقعي در عضله مي شود.

هيپرتروفي تدريجي ناشي از چه تغييراتي مي شود: 1- افزايش تارچه هاي عضلاني 2- افزايش فيلامانهاي اكتين و ميوزين 3- افزايش ساركوپلاسم 4- افزايش بافت همبند

تعريف هيپرپلازي: به مفهوم افزايش تعداد تارهاي عضلاني كه طي تمرينات مقاومتي خاص دراز مدت بروز مي كند

نكته: تمرينات بسيار شديد اگر به عضله اعمال شود در دراز مدت باعث افزايش تعداد تارهاي عضله مي شود.

تعريف اتروفي عضلاني: به مفهوم از دست دادن و يا كاهش اندازه بافت عضلاني است. آتروفي در نتيجه استفاده نكردن از عضله و به دنبال ان از دست دادن پروتئين عضله رخ مي دهد.

نكته: هيپرتروفي تارهاي عضلاني ناشي از تمرينات مقاومتي ، در نتيجه افزايش سنتز پروتئين هاي عضله بروز مي كند .

نكته: آتروفي در ابتدا تاثير خود را روي تارهاي كند انقباض نمايان مي سازد.

تاثيرات تمرينات قدرتي را بنويسيد: 1- سازگاري هماهنگي عصبي- عضلاني 2- افزايش فراخواني واحدهاي عضلاني 3- افزايش اندازه عضله 4- كاهش تكانه هاي بازدارنده كه بخش مشبك ساقه مغزي و قشر مخ آنها را كنترل مي كند

كوفتگي عضلاني:

كوفتگي عضلاني در شرايط زير ديده مي شود.1- در جريان مراحل پاياني يك وهله تمرين و دوره برگشت به حالت اوليه 2- بين 12 تا 48 ساعت پس از يك وهله تمرين شديد

انواع كوفتگي: 1- كوفتگي حاد 2- كوفتگي تاخيري

1- كوفتگي حاد: دردي كه در جريان  تمرين و بلافاصله پس از تمرين احساس مي شود همان كوفتگي حاد مي گويند. كه ناشي از تجمع فرآورده هاي نهايي فعاليت بدني مانند H ، لاكتات و يا خيز بافتي مي باشد كه در نتيجه انتقال مايع از پلاسماي خون به داخل بافتها به وجود مي آيد.

كوفتگي عضلاني تاخيري(DOMS): يك حالتي است كه در مدت 12 الي 48 ساعت بعد از فعاليت كوفتگي ايجاد مي شود. اين كوفتگي در طي فعاليتهاي شديد بدني و انقباضات برونگرا ايجاد مي شود.

نكته: كوفتگي عضلاني ناشي از اعمال برونگرا بوده و با آسيبهاي عضلاني همراه است

رخ دادهايي كه در كوفتگي عضلاني تاخيري رخ مي دهد.

1) بالا رفتن ميزان آنزيمهاي پلاسما (LDH، كيراتين كيناز ck و PG)

2) پيدايش ميوگلوبين در خون

3) وجود موارد غير طبيعي و ساختار هاي بسيار ريز در بافت شناسي عضلاني ( وجود هيدروكسين پرولين در خون)

با چه عواملي مي توان از كوفتگي عضلاني تاخيري جلوگيري كرد و يا آن را به كمترين ميزان خود رساند:

1) كاهش بخش برونگراي اعمال عضلاني در جريان مراحل اوليه تمرين

2) شروع تمرين با شدت پايين و افزايش تدريجي آن( به صورت پله اي)

3) شروع برنامه تمرين با يك جلسه تمرين خيلي شديد و وامانده ساز كه در ابتدا موجب كوفتگي عضلاني شديد ، اما در جلاسات بعدي از ميزان درد كاسته خواهد شد.

فصل پنجم: هورمونها و تنظيم آن در ورزش

نكته: دستگاه عصبي و غدد درون ريز در عملي هماهنگ ، حركت و تمامي فرايند هاي فيزيولوژيك درگير را شروع و كنترل مي كنند. دستگاه عصبي به سرعت عمل مي كنند و اثرات موضعي كوتاه مدت دارد در حالي كه دستگاه غدد درون ريز بسيار آهسته تر وارد عمل مي شوند و اثرات دراز مدت و عمومي تري دارند

طبقه بندي هورمونها:

1) هورمونهاي استروئيدي: ساختمان شيمياي شبيه به كلسترل دارند و بيشتر از ريشه كلسترل هستند. به همين دليل هورمونهاي استروئيدي محلول در چربي بوده و به سادگي در غشاي سلولي انتشار مي يابد. اين گروه شامل هورمونهاي مترشحه از غدد زير هستند:

الف- قشر غده فوق كليوي (كورتيزول و آلدسترون)

ب- تخمدانها( استروژن و پروژسترون)

ج- بيضه ها ( تستوسترون)

2) هورمونهاي غير استروئيدي: محلول در چربي نيستند بنابراين نمي توانند به سادگي از غشاي سلول گذر كنند. هورمونهاي غير استروئيدي به دو دسته تقسيم مي شوند" هورمونهاي پروتئيني يا پپتيدي و هورمونهايي با منشاء اسيد آمينه اي".دو هورمون غده تيروئيد به نام تيروكسين و تري يدوتيرونين و دو هورمون بخش مركزي غده فوق كليوي به نامهاي اپي نفرين و نور اپي نفرين هورمونهاي اسيد آمينه اي هستند و باقيمانده هورمونهاي غير استروئيدي هورمونهاي پروتئيني يا پپتيدي هستند

مكانيزم عمل هورمونهاي استروئيدي: ابتدا هورمون استروئيدي در درمن سلول به گيرنده هاي ويژه خود متصل مي شود سپس كمپلكس هورمون گيرنده وارد هسته شده و  به بخشي از DNA سلول متصل مي شود و ژنهاي ويژه را فعال مي سازد. اين فرايند فعال سازي مستقيم ژن نام دارد. در پاسخ به اين فعال سازي، RNA در درون هسته ساخته مي شود سپسmRNA وارد سيتوپلاسم شده و موجب افزايش ساخته شدن پروتئين مي شود.

مكانيزم عمل هورمونهاي غير استروئيدي: از آنجا كه هورمونهاي غير استروئيدي نمي توانند به سادگي از غشاي سلول گذر كنند بنابراين با گيرنده هاي ويژه اي در خارج و روي غشاي سلول تركيب مي شود. اتصال يك هورمون غير استروئيدي به گيرنده خود باعث ايجاد مجموعه اي از واكنشهاي آنزيمي شده و موجب تشكيل يك پيامبر ثانويه درون سلولي مي شود فراوان ترين اين پيامبر ها آدنوزين مونو فسفات حلقوي(CAMP) است. اتصال هورمون به گيرنده غشايي مناسب ، آنزيمي به نام «آدنيلات سيكلاز را فعال مي سازد كه درون غشاي سلولي قرار دارد اين آنزيم تشكيل AMP حلقوي از ATP را سرعت مي بخشد.

كنترل و رها سازي هورمونها در بدن توسط دو مكانيسم كنترل مي شود.

1) بازخورد منفي: مكانيزم اصلي براي حفظ هموستاز بدن به وسيله دستگاه غدد درون ريز است

مثال: رابطه بين سطح گلوكز خون و ترشح هورمون انسولين : زماني كه غلظت گلوكز پلاسما بالاست ، لوزالمعده انسولين ترشح         مي كند. انسولين، برداشت سلولي گلوكز را افزايش مي دهد و غلظت پلاسمايي گلوكز پايين مي آيد هنگامي كه غلظت پلاسمايي گلوكز به حالت طبيعي باز مي گردد ترشح هورمون انسولين دوباره سطح پلاسمايي گلوكز مهار مي شود.

2) كنترل تعداد گيرنده ها :

الف- تنظيم منفي يا از بين رفتن حساسيت: افزايش يك هورمون ويژه اغلب موجب كاهش تعداد گيرنده هاي سلولي در دسترس آن هورمون مي شود. در چنين مواقعي حساسيت سلول نسبت به اين هورمون كاهش مي يابد .چون با كاهش گيرنده ها، هورمونهاي كمتري مي توانند به آنها متصل شوند اين پديده تحت عنوان تنظيم منفي و يا از بين رفت حساسيت ناميده ميشود.

ب- تنظيم مثبت: در مقابل، سلول ديگري ممكن است به حضئر طولاني مدت مقادير زيادي از يك هورمون با افزايش تعداد گبرنده هاي در دسترس آن هورمون پاسخ دهد. در چنين مواقعي سلول نسبت به هورمون مورد نظر حساتر ميشود، چون مقادير بيشتري از آن مي توند در زمان واحد به گيرنده ها متصل شود. اين پديده تحت عنوان تنظيم مثبت ناميده مي شود.

فصل ششم: كنترل قلبي عروقي هنگام فعاليت

سيستم قلبي عروقي :

 سيستم نقل و انتقال بدن را تشكيل ميدهد كه بطور عمده شامل قلب و عروق است . قلب پمپ يا تلمبه اي عضلاني است كه با انقباضات ريتميك خون را در عروق سرخرگي و سياهرگي به جريان مي اندازد و كليه اعضاء و اندامها را به هم مرتبط ميسازد .

قلب در حقيقت از دو پمپ تشكيل شده است يكي قلب چپ كه خون بازگشتي از ريه ها را به بافتها ميرساند و ديگري قلب راست كه خون بازگشتي از بافتها را به ريه ها ميرساند . قلب راست و قلب چپ هر يك از دو حفره تشكيل شده اند« دهليز و بطن»

دهليز راست خون را از بدن و دهليز چپ خون را از ريه ها دريافت ميكنند . بطن راست خوني را كه به ريه ها مي رود از خود خارج ميكند ( گردش ريوي ) و بطن چپ خوني را كه به بدن مي رود به بيرون مي راند ( گردش سيستميك ) براي اينكه اين حوادث را در يك توالي منظم قرار دهيم از خوني كه به دهليز راست باز ميگردد شروع ميكنيم .

اين خون از نوع وريدي بوده و اكسيژن آن كاهش يافته و ميزان دي اكسيد كربن آن بالا است به اين معني كه اكسيژن در مويرگها با دي اكسيد كربن تعويض شده است . خون از دهليز راست از راه دريچه سه لتي وارد بطن راست ميگردد انقباض بطن راست سبب مي شود كه خون از ميان دريچه سيني ششي به طرف ريه ها رانده شده و در آنجا دي اكسيد كربن آزاد شده و اكسيژن جذب مي گردد . خون از ريه ها به دهليز مراجعه ميكند و سپس از راه دريچه بين دهليز چپ و بطن چپ موسوم به دريچه دو لتي يا ميترال به درون بطن چپ جريان مي يابد .

خون از راه دريچه سيني آئورتي توسط انقباض بطن چپ به درون آئورت رانده ميشود و جريان خود را در رگهاي شرياني به داخل شبكه مويرگي و سپس به درون رگهاي وريدي ادامه ميدهد و بالاخره به دهليز راست باز ميگردد و در آنجا اين دوره مجدداً آغاز ميشود .

عملكرد قلب توسط سه فاكتور كنترل مي شود: الف سيستم سمپاتيك: كه از طريق افزايش سرعت انتقال تكانه ها قدرت انقباض و سرعت انقباض را افزايش مي دهد ب) سيستم پاراسمپاتيك: كاهش سرعت انتقال تكانه ها را باعث مي شود. يعني قدرت و سرعت انقباض را كم مي كند. ج) غدد درون ريز: شامل اپي نفرين و نور اپي نفرين كه اثرات سيستم سمپاتيك را طولاني تر مي كند

الكترو كارديو گرافي(ECG)

1- موج P : معرف ديپلاريزاسيون دهليزي است ( انقباض دهليز) و هنگامي تشكيل مي شود كه تحريكات الكتريكي گره سينوسي دهليزي  از طريق دهليزها به گره دهليزي بطني برسند

 2- موج QRS :  معرف ديپلاريزاسيون بطنها ( انقباض بطن) و هنگامي تشكيل مي شود كه تحريكات از گره دهليزي بطني منتشر شده و به رشته هاي پوركينژ و از آنجا به بطن ها مي رسند

3- موجT : معرف ريپلاريزاسيون بطنهاست (استراحت بطنها)

وظيفه رشته پوركينژ: انتقال تحريكات به تمامي بطن است

دوره قلبي

دوره قلبي عبارت است از فاصله زماني بين دو انقباض قلبي يعني از فاصله P تا P  ديگررا اتلاق مي شود.

دوره قلبي به دو مرحله عمده سيستول و دياستول اطلاق مي گردد كه بدون وقفه يكي پس از ديگري انجام مي شود . دوره قلبي حدود هشت ثانيه طول ميكشد . بطور خلاصه دوره قلبي به حوادثي اطلاق مي شود كه از ابتداي يك ضربان تا ضربان بعدي حادث مي شود .

عضله قلب بر خلاف عضله مخطط داراي مراحل استراحت طولاني نيست و بايد فعاليت خود را در سراسر دوران زندگي ادامه دهد . تنها مرحله استراحت عضله قلبي مرحله دياستول آن است . هنگامي كه تواتر قلبي به دنبال يك فعاليت عضلاني يا هيجان افزايش مي يابد دوره قلبي در زمان كوتاهتري انجام مي گيرد .

 برون ده قلب

در هر ضربان قلب هر بطن حدود 70 ميلي ليتر خون از خود خارج ميكند كه آن را حجم ضربه اي مي نامند . قلب حدود 70 باردر دقيقه ضربان دارد كه از آن تعداد ضربان قلب در دقيقه يا تواتر قلبي ميگويند . با ضرب كردن دو عامل فوق ، خون تخليه شده هر بطن در دقيقه بدست مي آيد ، اين مقدار را برون ده قلبي مي خوانند .

در حال استراحت هر بطن به ميزان 70×70 ميلي ليتر خون را در هر دقيقه تخليه ميكند كه برابر با 4900 ميلي ليتر يا نزديك به پنج ليتر در دقيقه است . پس برون ده قلبي برابر است با حاصلضرب تعداد ضربان قلب در دقيقه ( تواتر قلبي ) و حجم ضربه اي و مي توان آن را به صورت معادله زير نشان داد :

در اين معادله c.o نمودار برون ده قلبي ، h.r نمودار تواتر قلبي و s.v نمودار حجم ضربه اي است . در بدن انسان حدود 5 ليتر خون وجود دارد . برون ده قلبي نيز 5 ليتر در دقيقه است و اين بدان معني است كه خون بايد به طور متوسط در هر دقيقه يك بار بدن را به طور كامل دور بزند .

SV ×= HR GO

 گرچه قلب اندامي است خودكار ولي ضربان آن تحت تاثير دستگاه عصبي خود مختار ( عصب سمپاتيك و پاراسمپاتيك ) قرار دارد .                                                                                    

امواج عصبي سيستم عصبي سمپاتيك بر روي گره سينوسي دهليزي اثر كرده و موجب افزايش تواتر ضربان قلب مي گردد . بهمين ترتيب امواج عصبي سيستم عصبي پاراسمپاتيك نيز اثر كنترل كننده خود را بيشتر بر روي گره سينوسي دهليزي اعمال ميكند ولي مانند يك ترمز بر روي تواتر قلبي عمل ميكند و موجب كاهش ضربان ر است .

فشار خون

منظور از فشار خون نيرويي است كه توسط خون به جدار رگهاي خوني وارد ميشود فشار خون از آئورت تا بزرگ سياهرگهاي متصل به قلب كاهش مي يابد و اين امر براي جريان مداوم خون ضروري است . فشار خون بر حسب ميلي متر جيوه بيان ميشود . فشار سيستولي يك شخص جوان طبيعي حدود 120 ميلي متر جيوه و فشار دياستولي او حدود 80 ميليمتر جيوه است ( ميگوييم فشار شرياني او180/120 است ) . اين دو فشار در اشخاص مختلف بطور قابل ملاحظه اي متفاوت است .

فشار خون شرياني تحت تاثير عوامل زيادي است كه در واقع تغييرات فيزيولوژيك از قبيل سن ، وزن ، هيجانات و تمرينات عضلاني است . با افزايش سن ، فشار شرياني نيز بالا ميرود و اين افزايش به كم شدن قابليت ارتجاعي رگهاي شرياني نسبت داده ميشود 

فشار خون توسط دو عامل تنظيم ميشود . اين دو عامل عبارتند از :

1-   بازده قلب ( شدت جريان خون ) 2-   قطر رگهاي خوني

نبض شرياني موجي است كه با هر سيستول بطن چپ در طول دستگاه شرياني به جريان مي افتد . موج نبض به تدريج كه در طول دستگاه شرياني پيش مي رود ضعيفتر ميگردد و در مويرگها بطور كامل ناپديد مي گردد .

هرگاه بخواهيد تعداد نبض را بشماريد نوك انگشتان خود را بر روي شريان قرار داده و كمي فشار دهيد و امواج متساعي را حس كنيد .

برون ده قلب در هنگام تمرين

در هنگام فعاليت هاي ورزشي و تمرين ، تواتر قلبي و حجم ضربه اي هر دو افزايش  مي يابند ، بنابراين برون ده قلب بيشتر از هنگام استراحت ميباشد . برون ده قلب در ورزشكاران استقامتي ممكن است در هنگام تمرين تا 40 ليتر در دقيقه برسد در حاليكه مقدار آن براي افراد معمولي و بي تمرين حداكثر 20 ليتر در دقيقه ميباشد كه در اين شرايط ، برون ده قلب 4 تا 8 برابر حالت استراحت است . با توجه به اينكه تواتر قلبي هنگام انجام فعاليتهاي شديد ورزشي در افراد ورزشكار و غير ورزشكار تقريباً به يك نحو افزايش مي يابد تفاوت برون ده قلب اين دو گروه به علت قدرت و توانايي بيشتر عضله قلب افراد ورزشكار است ، بطوريكه گزارش شده است ورزشكاران استقامتي داراي حجم ضربه اي حدود 200 ميلي ليتر در هر ضربان هستند كه اين تقريباً دو برابر مقدار حجم ضربه اي در افراد معمولي و تمرين نكرده است . معادلات زير به درك بهتر موضوع كمك ميكند :

حجم ضربه اي * تعداد ضربان قلب در دقيقه = برون ده قلب در هنگام تمرين

100   ×   200   = 20 ليتر در افراد تمرين نكرده

200   ×   200   = 40 ليتر در افراد تمرين كرده

تغييرات ضربان قلب درهنگام تمرين

اولاً : در هنگام ورزش تعداد تواتر قلبي افراد ورزشكار براي انجام هر مقدار كار معين يا ( VO2 ) پائينتر از افراد غير ورزشكار ميباشد .

ثانياً : چون تمرين ظرفيت كاري ( حداكثر اكسيژن مصرفي ) را افزايش داده است ، حداكثر تواتر قلبي در افراد ورزشكار در هنگام انجام كار سنگين تر و اكسيژن مصرفي بالاتري بدست مي آيد .

بنابراين  در جريان تمرين ورزشي نه فقط عضلات اسكلتي بلكه عضله قلبي نيز حجيم مي شود .

در گذشته  اين تغيير در اندازه قلب همراه با كاهش تواتر در آن در حالت استراحت موجب شده بود كه تصور شود بزرگ شدن قلب در نتيجه ورزش مانند بزرگ شدن آن در اثر بيماريها است . مطالعات دراز مدت فيزيولوژيكي و كلينيكي روي ورزشكاران رشته هاي استقامتي ( دوچرخه سواران ، اسكي بازان استقامتي و دوندگان مارتن ) هيچگونه تاثير زيان باري را روي قلب در نتيجه تمرينات استقامتي نشان نداده است . قلب افرادي كه در تمرين استقامتي شركت كرده باشند داراي قدرت تلمبه زني بيشتري بوده و قادر است نسبت به يك قلب معمولي در شرايط كار سنگين ، اكسيژن بيشتري در اختيار بافتهاي بدن قرار دهد .

فشار خون و اثر ورزش بر آن

به هنگام انجام ورزش فشار خون به علت افزايش برون ده قلب ، بيشتر ميشود كه يكي از مهمترين مزاياي تمرين استقامتي ( هوازي ) اين است كه جريان بازگشت فشار خون به حالت اوليه پس از ورزش را بهبود ميبخشد . در اين ارتباط هر چه فرد داراي تمرين بهتر و بيشتري باشد فشار خون او زودتر به سطح قبل از ورزش مي رسد .

ضربان قلب

1) ضربان قلب استراحت: ميانگين ضربان قلب بين 60 تا 80 ضربه در دقيقه است. ضربان قلب در زمان استراحت در افراد ميانسال غير ورزشكار و افراد بي تحرك ممكن است از 100 ضربه در دقيقه تجاوز كند.

2) ضربان قلب در هنگام ورزش:

الف حداكثر ضربان قلب: افزايش  ضربان قلب نسبت مستقيمي با افزايش شدت تمرين دارد. افزايش ضربان قلب تا حدي بالا مي رود كه شخص به حالت واماندگي برسد. هنگامي كه شخص به اين مرحله مي رسد ديگر ضربان قلب آن افزايش نمي يابدو در اين حد باقي مي ماند .

نكته كليدي: برآورد حداكثر ضربان قلب:                 سن به سال - 220 = حداكثر ضربان قلب

ضربان قلب در حين ورزش نبايد از عددي كه بدست مي آيد بيشتر باشد.

حجم پايان دياستولي تحت تاثير 4 عامل قرار مي گيرد.

الف: ميزان خون برگشتي سيا هرگي اگر بيشتر باشد حجم پايان دياستولي نيز بيشتر مي شود.

ب: انبساط بطن يا ميزان كشش ديواره بطن

ج: حركت انقباض بطني

د: پس بار يعني فشاري كه بطن چپ پيش رو دارد. فشار آئورت هر قدر زياد باشد به خاطر زياد بودن پس بار است و برعكس

افرادي كه با دست بيشتر كار ميكنند بيشتر با فشار خون روبه رو هستند. علت اين امر در چيست؟

1- سيستم عروقي دست نسبت به پا ها ظريفتر است 2- در دستها حجم عضلات كمتر و تعداد آنها بيشتر است 3- نيروي گرانشي زمين

افرادي كه فشار خون دارند با سكته روبه رو هستند علت اين امر چيست؟

1- ضربان قلب : اكسيژن مصرفي ميوكارد طي فعاليت ورزشي بايد كم باشد 2- فشار خون سيستولي: اگر انقباض زياد باشد مقدار خون ورودي زياد است 3- اختلاف اكسيژن خون سرخرگي و سياهرگي: هر قدر شدت فعاليت زياد باشد

غلظت خون پلاسمايي: موقعي كه ورزش مي كنيم بخصوص استقامتي حجم پلاسما كم مي شود دز نتيجه غلظت خون بالا مي رود ولي در هنگامي كه مايعات زيادي به بدن وارد شود باعث افزايش حجم پلاسما  مي شود و در نتيجه غلظت خون كمو مي شود.

 نكته :غلظت هماتوكريت در حالت پايه 40 الي 45% RBC است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 13:1  توسط عیسی ملیح ملکی  | 

پروتئین ها

دید کلی

پروتئینها از تعداد زیادی اسید آمینه ساخته شده‌اند. این اسیدهای آمینه توسط پیوندهای پپتیدی به یکدیگر اتصال یافته و زنجیر طویلی را ایجاد می‌کنند. با توجه به اینکه در جانداران انواع و اقسام پروتئینهای مختلف وجود دارد تعجب آور نیست که در سنتز زنجیره‌های پلی پپتیدی تنها 20 نوع اسید آمینه مختلف شرکت می‌کند. ولی باید توجه داشت اگر یک زنجیره پلی پپتیدی را که دارای 50 اسید آمینه است در نظر بگیریم تنها با تغییر ترتیب قرار گرفتن این اسیدهای آمینه می‌توان سنتز 2050 زنجیر پلی پپتیدی را پیش بینی نمود.

شیمیدان آلمانی گ.ت.مولدر ، در سال 1835 ، برای نخستین بار متذکر شد که رابطه نزدیکی میان پروتئینها و موجودات زنده وجود دارد. او نام پروتئینها را از واژه یونانی Proteios به معنی نخستین گرفت. زیرا چنین می‌اندیشید که پروتئینها نقطه شروعی برای فهم شیمی حیات هستند. پیوند پپتیدی در ساختار پروتیئنها از ترکیب عامل کربوکسیل یک اسید آمینه و عامل آمین اسید آمینه دیگر با از دست دادن یک مولکول آب بوجود می‌آید.

ساختار آمینو اسید

همانطور که از نام اسیدهای آمینه استنباط می‌شود این گونه مواد شامل یک گروه آمین ( ) و یک گروه اسید گروه کربوکسیل ( ) هستند. غالبا اسیدهای آمینه یک گروه آمین و یک گروه اسید دارند که به همان اتم کربن پیوند یافته‌اند. فرمول عمومی اسیدهای آمینه ( ) می‌باشد که در این فرمول R گروه مشخصه هر اسید آمینه و علامت ستاره روی کربن نشان دهنده یک اتم کربن بی‌تقارن است. ساده‌ترین اسید آمینه گلیسین است. که در آن R یک اتم هیدروژن است. گلیسین ، اسیدهای آمینه دیگر اتم کربن بی‌تقارن (کربن کایرال) و ایزومرهای نوری دارند. طبیعت ، ایزومرهای نوری چپ بر (L) اسیدهای آمینه را ترجیح می‌دهد.

نقش پروتئینها

پروتئینها مهمترین ترکیبات در بدن هستند. و در بسیاری از اعمال بدن موجود زنده ، از جمله حرکت اندامها ، مکانیسمهای دفاع در برابر مواد خارجی ، ایجاد آنزیمها و ایجاد مهمترین دیواره سلولی این موجودات ، نقش مهمی دارند. هر نوع پروتئین خاصی مرکب از چند اسید آمینه مشخص است که در ساختار مولکولی معینی آرایش یافته است. بخش عمده معدودی از پروتئین‌ها فقط یک نوع اسید آمینه است مثلا 44 درصد پروتئین موجود در ابریشم ، گلیسین است.

اسیدهای آمینه اصلی موجود در بدن باید از گوارش مواد غذایی حاصل شود. بطور کلی از تعداد بیست عدد اسیدهای آمینه ، هشت تای آنها در خود بدن سنتز می‌شوند و از راه تغذیه وارد بدن موجود زنده نمی‌شوند ولی بقیه آنها ضمن اینکه در بدن بیوسنتز می‌شوند از راه تغذیه نیز وارد بدن موجود زنده می‌شوند. مونومرهای اسید آمینه با پیوندهای پپتیدی بهم پیوند یافته‌اند. این واکنش شیمیایی یک واکنش اسید – باز است که در آن دو مونومر با از دست دادن یک مولکول آب بهم می‌پیوندند.

تعداد ساختار پروتئینی در انسان

بخشی از خصوصیات بی‌نظیر هر انسان در میان انسانهای دیگر ناشی از بی‌نظیر بودن مقداری از ساختهای پروتئینی شخصی است. این امر در مورد بیلیونها انسان ، دلالت بر آن دارد که تعداد بسیار عظیمی ساختار پروتئینی امکانپذیر است. وقتی دو اسید آمینه به هم می‌پیوندند، دو ترکیب متفاوت امکان پذیر می‌شود و این امر بستگی به آن دارد که کدام گروه آمینی با کدام گروه اسیدی ترکیب شود. مثلا وقتی گلیسین با آلانین ترکیب می‌شود ممکن است گلیسین آلانین تشکیل شود و هم آلانین گلیسین.

هرگاه چهار اسید آمینه با تمام حالات ممکن بهم بپیوندند، 24 مولکول متفاوت تشکیل می‌شود. و اگر 17اسید آمینه متفاوت به همین طریق پیوند یابند، فقط عده مولکولهای مرکب از 17- مونومر متفاوت که در نوع خود بی‌نظیرند به 356 تریلیون می‌رسد. بدیهی است که اگر از هر اسید آمینه بیشتر از یک مولکول به کار رفته باشد، عده حالات ممکن بسیار بیشتر خواهد شد. اما
سلول زنده ، از پروتئین‌های بسیار متفاوتی که از یک مجموعه اسید آمینه ممکن است ساخته شود فقط تعداد نسبتا کم و گزینش یافته‌ای را که نیاز دارد‌، می‌سازد.

انواع ساختار پروتئین‌ها

در ساختار پروتئین‌ها چند ویژگی مشخص وجود دارد. ردیف اسید‌های آمینه‌ای که به صورت یک زنجیر به یکدیگر پیوند یافته‌اند، ساختار نوع اول دارند. زنجیر اسیدهای آمینه‌ای که براثر چرخشی به شکل مارپیچ در می‌آیند ، ساختار نوع دوم است. این مارپیچ‌ها با پیوندهای هیدروژنی در جای خود می‌مانند، پیوندهای هیدروژنی یک اتم هیدروژن را به اتم اکسیژنی که در سومین آمین زیرین زنجیر است متصل می‌کند. ساختار نوع دوم دیگری از پروتئین‌ها شبیه یک ورقه است که در آن چند زنجیر اسید آمینه در کنار یکدیگر با پیوندهای هیدروژنی بهم متصل شده‌اند.

غالب خواص ابریشم را با این ساختار شبه ورقه‌ای می‌توان توضیح داد. شکل تابدار یا تا شده مارپیج ، ساختار نوع سوم است. یک نوع از ساختار سوم در کلاژن که یک بافت لیفی است ، یافت می شود. سه زنجیر اسید آمینه‌ای که به صورت مارپیچ‌های چپ – دست تابیده شده‌اند و سپس باهم به صورت یک ابر مارپیچ راست – دست تابیده شده است، یک لیف فوق‌العاده محکم ایجاد می‌کند. دسته‌هایی از این الیاف ،
کلاژن بوجود می‌آورد. نوع دومی از ساختار سوم پروتئین کروی است که در آن زنجیر مارپیچ بصورت یک الگوی هندسی معینی تا شده و بهم تابیده شده است. بسیاری از آنزیمها پروتئین‌های کروی هستند. ساختارهای نوع سوم با انواع متفاوتی از پیوندهای شیمیایی بهم متصل می‌شوند که یکی از آنها پیوند دی سولفید است. این نوع پیوند غالبا وقتی که سیستئین یا سیستین جزئی از سلسله اسید آمینه‌ای است، دیده می‌شود.

ساختار نوع چهارم پروتئین‌ها درجه تجمع واحدهای پروتئینی است.
هموگلوبین انسان که یک پروتئین کروی با وزن مولکولی 68000 است باید چهار زنجیر اسید آمینه بطور مناسبی تجمع یافته باشد تا هموگلوبین فعالی تشکیل شود. انسولین نیز ترکیبی است که در آن زیر واحدهایی از پروتئین بطوری مناسب ، در یک ساختار نوع چهارم آرایش یافته اند. برای آنکه بدانیم مسئله ساختار در مورد پروتئین‌ها تا چه حد اهمیت دارد هموگلوبین را در نظر بگیرید. اگر هموگلوبین به علت قرار گرفتن یک اسید آمینه نادرست در موضع معین ، ساختار نوع اول ، دوم ، سوم یا چهارم غیر عادی داشته باشد، ممکن است نتواند اکسیژن را در گردش خون منتقل کند. فقط تغییر یک اسید آمینه خاص از 146 اسید آمینه موجود در یک تک زنجیر هموگلوبین سبب بیماری کم خونی می شود.

سنتز طبیعی پروتئین

پروتئین‌های بدن پی در پی تجدید می‌شوند و این عمل با سنتز مجدد اسیدهای آمینه موجود در بدن صورت می‌گیرد. بررسی عمر متوسط اسید‌های آمینه‌ای که اجزای ساختمانی پروتئین‌ها هستند یا به گفته دیگر ، زمانی که طول می‌کشد تا بدن پروتئینی را در یک بافت تعویض کند، با استفاده از اسیدهای آمینه‌ای که ایزوتوپ رادیواکتیو دارند امکان پذیر شده است. برای فرآیندی که باید بسیار پیچیده باشد، تعویض بسیار سریع است. فقط چند دقیقه پس از آنکه اسیدهای آمینه رادیواکتیو در بدن حیوانات تزریق شود، پروتئین رادیواکتیو را می‌توان یافت.

اگرچه تمام پروتئین‌ها مدام تعویض می‌شوند ولی سرعت تعویض تغییر می‌کند. بعضی از
پروتئین‌های کبد و پلاسما طی 6 روز تعویض می‌شود. زمان لازم برای تعویض پروتئین‌های ماهیچه در حدود 180 روز و برای دیگر بافتها از قبیل کلاژن استخوان طولانیتر از این است. می‌دانیم که هر موجود زنده انواع پروتئین‌های خاص خود را دارد. عده آرایش‌های ممکن از 20 واحد اسید آمینه به می‌رسد ، با وجود این ، پروتئین‌های خاص یک موجود زنده معین در حدود چند دقیقه سنتز می‌شود. DNA موجود در سلول ، حامل کد سنتز پروتئین است. یعنی ترتیبی که بازها در مولکول DNA دارند اطلاعات مورد استفاده برای سنتز پروتئین‌ها را فراهم می‌سازد. در این فرآیندها دو نوع RNA مورد استفاده قرار می‌گیرد که عبارتند از: RNA پیک و RNA ناقل.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:18  توسط عیسی ملیح ملکی  | 

فواید گرم کردن

فوايد گرم كردن :

1ـ باعث آمادگي روحي و رواني مي شود و دونده احساس برتري طلبي مي نمايد .

2 ـ باعث ترشح آنزيمها جهت سوخت و ساز بهتر مي شود .

3 ـ خون از قسمت هاي غير فعال وارد قسمت هاب فعال مي شود .

4 ـ عضلات گرم مي شوند .

5 ـ لغزنده شدن عضلات

6 ـ از صدمات و آسيب و كوفتگيهاي احتمالي جلوگيري مي نمايد .

7 ـ بخصوص دوندگان استقامت خوب بايد گرم شوند .

 دوره برنامه ريزي تمريني 3 ماهه :

عمومي 30 روز                                     اختصاصي  20 روز

قبل از مسابقات  20 روز                      فصل مسابقه  10 روز

دوره انتقال  10 روز

 دو و ميداني از دو واژه دو و  ميداني    تشكيل شده است .

ميداني :  كه شامل كليه دو ها ، پرش ها ، پرتاب ، پياده روي ، مواد تركيبي ( دهگانه مردان ـ هفتگانه زنان ) مي باشد .

انواع دو ها :

1 ـ دو سرعت  60 متر داخل سالن ، 100 متر ، 200 متر ، 400 متر

2 ـ دو نيمه استقامت  800 متر ، 1500 متر

3 ـ دو استقامت 5000 متر ( 500/ 5 متر صحرا نوردي دانش آموزان ) 10000 متر و دوي ماراتن به مسافت 195/42 كيلومتر مي باشد .

4 ـ دو با مانع 100 متر بانوان ، 60 متر با مانع داخل سالن ، 110 متر با مانع مردان ، 400 متر با مانع ( 3000 متر با مانع + چاله آب )

5 ـ دوهاي امدادي :

100× 4  امدادي ، 400 × 4 امدادي

ب ـ پرش ها

شامل : پرش طول ، پرش سه گام ، پرش ارتفاع ، پرش با نيزه

ج ـ پرتاب ها

شامل : پرتاب وزنه ، پرتاب ديسك ، پرتاب نيزه ، پرتاب چكش

د ـ پياده روي ها

پياده روي 20 كيلومتر ، 50 كيلومتر مردان ، 10 كيلومت بانوان

هـ ـ مواد تركيبي

شامل : دهگانه مردان و هفت گانه بانوان

دهگانه مردان : 100 متر ، پرش طول ، پرتاب وزنه ، پرش ارتفاع ، 400 متر ، 110 متر با مانع ، پرتاب ديسك ، پرتاب با نيزه ، پرتاب نيزه ، دو 1500 متر

هفتگانه بانوان : 100 متر با مانع ، پرتاب وزنه ، پرش ارتفاع ، پرش طول ، دو 800 متر ، دو 200 متر ، پرتاب نيزه

هميت سرعت :

اهميت سرعت امروزه در تمام دو ها و ميدانيها حتي رشته هاي ديگر ورزشي تمام مربيان ورزش را به خود جلب نموده است .

سرعت دويدن يكي از عوامل آمادگي جسماني در ارزيابي ورزشكاران است .

عوامل موثر در سرعت :

طول عضله : هر چه تار عضلاتي بلند تر باشد به همان ميزان انقباض آن سريعتر است .

نيرو : ميزان سرعت بستگي به نيرو و قدرت دونده دارد .

سن و جنس : جنسيت بر سرعت در مردان تا 20 سالگي افزايش چشمگيري مي يابد در بانوان تا 17 سالگي مي باشد و عامل اين اختلاف به قدرت بر مي گردد زيرا قدرت مردان نسبت به بانوان بيشتر است .

شكل بدن : افراد سرعتي معمولاً عضلاني و استخواني مي باشند . ( جهت استعداد يابي )

انعطاف پذيري : بخصوص در همسترينگ ـ چهار سر راني و ناحيه عضلات مفصل لگن خاصره . لازم به ذكر است كه مربيان بايد بدانند كه سرعت مادر زادي نيست با كم كردن حركات اضافي دستها به طرفين با استارت خوب با انعطاف لگن خاصره ، با جلو بردن پا يعني جلوتر از مركز ثقل ، با راندن بدن به جلو ، تاب زانو به بالا و جلو ، تمايل بدن به جلو و با پايان خط خوب يعني بوسيله سينه يا يكي از شانه ها با تمايل بدن خط را قطع نمايد . ميتوانيم سرعت مناسب را بدست آوريم .

 استارت :

انواع استارت : نشسته و ايستاده

استارت نشسته و حالات آن :

الف ـ استارت كوتا ( جمع ) يا بسته

اين استارت بهتر است براي كودكان و نوجوانان و مبتديان دو انجام گيرد . در همه استارت ها نشسته ،

طاق دست ها رو به جلو باشد .

ب ـ استارت متوسط :

مناسبترين استارت ، استارت متوسط است . هم قدرت زياد نمي خواهد و هم زياد بسته نيست ، هم تا كنون كاربرد بيشتر در بين دوندگان داشته و تقريباً وزن بدن بطور متوسط روي دستها و پاها است . در استارت متوسط وضعيت سر و گردن بالا چشم ها تقريباً 3 تا 4 متر جلو خط شروع دوخته مي شود .

ج ـ استارت بلند ( باز )

تعادل بدن مناسب نيست و تمايل به جلو كمي بيشتر از ساير استارتها مي باشد در ضمن نياز به قدرت و نيروي بيشتري است . بيشتر دونده اي مثل تامي اسميت از اين استارت استفاده مي نمايد . استارت هايي كه در قوس مي باشد مشكل تر است مانند دو 200 متر و 400 متر كه حتماً تخته استارت بايد در لبه داخلي باند قرار گيرد تا دونده بتواند در خط مستقيم سرعت بگيرد و تعادل خود را در گريز از مركز قوس حفظ نمايد و به حد اكثر سرعت خود تا 30 متري مسافت برسد . در 200 متر و 400 متر خروج از قوس و تغيير حالت بدن مهم است .

 مراحل آموزش استارت :

1 ـ خود مربي چندين بار به استارت بنشيند و كاملاً تكنيك استارت نشسته را براي مبتديان توضيح دهد .

 2 ـ تعيين پاي راهنما : با انجام تمرينهاي لي لي روي يك پا ، حركت سقوطي رو به جلو و عكس العمل پاي اول ( پاي راهنما ) ضربه زدن به توپ با يك پا ، تاب تناوبي پاها به بالا . پاي جلو پاي راهنما مي باشد كه در استارت پاي راهنما در عقب و پاي اتكا در جلو ي باشد . تمرين فرد  و فرد ( به جاي خود ) ( حاضر ) و حركت و كنده شدن پاها از زمين آموزش داده شود .
نو آموزان اين مراحل را از عقب ، طرفين ، جلو مشاهده كنند . عكس العمل جدا شدن را چندين بار تكرار نمايند و تا 30 متري ادامه دهند تا نسبت به صدا شرطي شود . اجراي تمرين هر مرحله جزء استارت جداگانه كنترل شود .
تمرين استارت در سر بالايي با پوشيدن جليقه سنگين ، استارت روي ماسه نرم بعد از استارت تاكيد بر طول گام ، در استارت كاملاً دستها عمود باشد از كوتاهترين گام استفاده نماييم يعني نخستين گام در حدود 45 سانتي متري فرود آيد .

تمرين مناسب براي دو سرعت :

1 ـ دويدن با زانو بلند با هماهنگي دست ها و پاها با قدم هاي كوتاه و فرود روي پنجه و سپس كف پا .
2 ـ لي لي كردن روي يك پاي جهش و نزديك كردن زانو به سينه و لي لي دو پا براي افزايش طول .
3 ـ دويدن سريع در جا و آهسته زانو بالا بدون تماس پاشنه به زمين .
4 ـ راه رفتن روي لبه ـ راه رفتن روي پنجه و دست ها كشيده بالا ، لگن خاصره نيز بالا .
5 ـ جهش و زدن پاشنه به نشيمنگاه . 6 ـ دويدن بصورت گام جهشي . 7 ـ دويدن با طول گام بلند و حتماً پا                            را جلوتر از خط مركز ثقل بدن قرار داد . 8 ـ دويدن با تاكيد بر كنترل دستها و آرنج ها نزديك بدن .



 

 دو استقامت و نيمه استقامت و رشته هاي پياده روي :

ويژگيهاي خاص دو استقامت باعث شده است كه علاقه مندان زيادي داشته باشد زيرا گروههاي مختلفي مي توانند در اين رشته فعاليت نمايند و محدوديتي ندارد و بهمين سبب است كه در افراد كل جامعه ايجاد طراوت و شادابي نمايد . در ضمن نياز به امكانات خاص ندارد حتي براي درمان بعضي از امراض مانند قلبي ـ تنفسي ـ كنترل فشار خون و قند خون و پوكي استخوان از دوهاي هوازي استفاده مي شود . پس پيشگيري بهتر از درمان است بيايد قبل از بيماري به دو هاي هواي خانه و خانواده خود را دعوت نماييد .

تكنيك هاي دو هوازي :

وضعيت كلي بدن : وضعيت بدن صاف در مرحله شتاب گيري در نيمه استقامت كمي بيشتر از دوي استقامت متمايل به جلو مي باشد . سر مستقيم و چشمها به جلو حدود 10 متر نگاه مي نمايد و وضعيت دستها راحت عقب و جلو نوسان دارد هماهنگ و در حد متوسط مي باشند . وضعيت پاها و طول گام در استقامت كمتر از دوي سرعت است . در ضمن كف پا كانلاً صاف روي زمين قرار مي گيرد . مي توان تمرين برنامه ريزي سرعت را در استقامت  نيز بكار برد .

تمرين دويدن نرم : دويدن و زدن پاشنه به باسن ، مسابقه با سرعت متوسط ، دورخيز براي شتاب گيري دويدن در شرايط مختلف مثلاً در قوس ها ، روي چمن ، روي ماسه ، دويدن جهت موافق و مخالف باد ، دويدن انفرادي ، دويدن گروهي .
يكي از بخشهاي مهم در برنامه تمرين گرم كردن ( 20 دقيقه ) و سرد نمودن بدن ( 10 دقيقه ) مي باشد .
براي پيشرفت تمرين تناوبي استفاده شود ، اجراي تمرينهاي ويژه استقامتي باعث استقامت دوندگان مي شود . اجراي تمرينهاي استقامتي با شدت كم ـ متوسط ـ زياد براي دوندگان استقامت .

استارت در دوهاي استقامت و نيمه استقامت :

استارت از حالت ايستاده مي باشد و نسبت به استارت نشسته آسان تر است . با فرمان داور به جاي خود دوندگان با آرامش پشت خط شروع قرار مي گيرند و منتظر شليك تپانچه هستند . بدن كمي متمايل به جلو و پاي راهنما عقب قرار گرفته است .

نمونه اي از تمرينها براي بهبود استقامت پايه :

1 ـ دو هاي صحرا نوردي در درون جنگل ، پارك و جاده
 
2 ـ دو مداوم ابتدا آهسته ـ متوسط و سپس سريع تنظيم شود .
3 ـ دويدن مداوم و پيوسته با افزايش سرعت و بالا رفتن از تپه و سرازيري و پايين آمدن از تپه .
 

4 ـ دويدن 10000 متر              4000 ×1

3000 × 1

2000 × 1              استراحت 10 دقيقه

1000 × 1               

5 ـ انواع تمرينهاي اينتروال ( 200 متر ـ 400 متر ـ 800 متر ) بي هوازي ( 3000 متر تا 10000 متر ) هوازي
6 ـ انجام تمرينهاي قدرتي با وزنه براي دوندگان استقامتي .

دو هاي امدادي :

اين رشته تماشاگران بيشتري دارد و تماشا گران با شور و اشتياق بسيار از آن استقبال مي كنند . در دو هاي امدادي نياز به همكاري و كار تيمي اعضا ء تيم دارد . چوب امداد در منطقه مجاز مبادله تعويض مي شود كه حدوداً 20 متر است .
بهتر است در قمت 1 و 3 تعويض چوب افراد كوتاه قد باشد . جهت جلوگيري از گريز از مركز بودن و در قسمت دوم و چهارم خط مستقيم است افراد بلند قد و گامي موثر تر است . البته همكاري هماهنگ ميان اعضاي تيم ويژگي مهم ديگري است يعني ياراني كه با هم چوب تعويض مي كنند بايد از ميان كساني باشند كه با يكديگر هماهنگي دارند . زيرا بهترين دوندگان دو سرعت هميشه بهترين دوندگان دو امدادي نيستند .
نفر اول بهتر است كوتاه قد ـ سرعتي ـ داراي استارت خوب و دوي خوب در قوس داشته باشند .
نفر دوم فرد بلند قد با گامهاي بلند ، سرعت مستقيم خوب و تمرين تعويض چوب داشته باشد .
آخرين دونده : از دوندگان مبارز و با اراده استفاده مي شود زيرا پيروزي را رقم مي زند .

 دوهاي با مانع :

دو 110 متر با مانع مردان از لحاظ تكنيك جزء مشكل ترين رشته ها است . سعي مي شود از دوندگان بلند قد تر استفاده شود زيرا ارتفاع موانع 067 / 1 متر است . گام عبور از مانع همان پاي راهنما مي باشد كه قبلاً توضيح داده ايم .
هنگام عبور از مانع دست مخالف پاي راهنما به خم كردن بالا تنه به سمت جلو نيز كمك مي كند . راه رفتن و عبور از مانع همراه با باز شدن كامل پاي راهنما ، استارت و نزديك شدن به مانع اول ، عبور از يك مانع كوتاه از حالت استارت ، عبور از دو مانع از حالت استارت ، مسابقه اي كه با دو مانع برگزار شود ، مسابقه اي كه با عبور از 5 مانع برگزار شود .

براي انتخاب دونده اي با مانع معيارهاي زير :

1ـ قد بلند باشد .
2 ـ حتماً بالا تنه كوتاه و پاهايش كشيده باشد .
3 ـ فرد سرعتي و چابكي باشد .
4 ـ اگر فردي باشد كه پاي راهنما چپ باشد بهتر است .
دو مانع 10 مانع دارد هم 110 متر و هم 400 متر .

26 /82 = 14/9 × 9                                          315 = 35 × 9

74 /13 = استارت تا اولين مانع                     45 = استارت تا اولين مانع

14 = متر تا پايان خط                                         40 = از آخرين مانع تا پايان

110 متر                                                                             400 متر

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 13:26  توسط عیسی ملیح ملکی  |